کد خبر: 1361963
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
گزارش میدانی «جوان» از پرچمداری ۲۴ ساعته مردم در چهارراه ولیعصر 
مردم مبعوث شده و پرچم برافراشته  ضلع شرقی چهارراه ولیعصر روز‌های متمادی است که حماسه‌ای نمادین را روایت می‌کند. پرچمی که اینجا برافراشته شده بیش از ۹۰ روز است دست به دست می‌شود تا لحظه‌ای روی زمین نماند. زن و مرد، پیر و جوان از همه نسل‌ها و حتی از شهر‌ها و مناطق مختلف برای آنکه دقایقی یا ساعتی در این مکان بایستند
زهرا چیذری

جوان آنلاین: ضلع شرقی چهارراه ولیعصر روز‌های متمادی است که حماسه‌ای نمادین را روایت می‌کند. پرچمی که اینجا برافراشته شده بیش از ۹۰ روز است دست به دست می‌شود تا لحظه‌ای روی زمین نماند. زن و مرد، پیر و جوان از همه نسل‌ها و حتی از شهر‌ها و مناطق مختلف برای آنکه دقایقی یا ساعتی در این مکان بایستند و پرچمدار وطن باشند، روز‌ها و هفته‌ها در نوبت مانده‌اند. آنهایی هم که از کنار این سکوی مقدس عبور می‌کنند، برای عرض ادب به پیشگاه پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران دست ادب به سینه می‌گذارند و با غرور نظاره‌گر پرچم سرفراز ایران هستند و به تمام بزرگ‌مردان و بزرگ‌زنانی که برای برافراشته ماندن این پرچم خون داده و از جانشان مایه گذاشته‌اند، ادای احترام می‌کنند. این پرچمداری ۲۴ ساعته که به جز چهار راه ولیعصر تهران در بسیاری دیگر از نقاط کشور به نمادی از وطن‌دوستی و عشق و ارادت به میهن تبدیل شده، بجا آوردن آیین آزادگی و عشق و وفاداری به وطن و تجلیل از همه آنهایی است که رفته‌اند تا وطن باقی بماند؛ یادمانی از کشوردوستی مردم این سرزمین متمدن. 
طرح اولیه برافراشته نگهداشتن پرچم از مشهد کلید خورده و با یک ایده شخصی و کاملاً مردمی. حرکتی که به همت دو جوان مشهدی آغاز شده، اما در ادامه مردم از زن و مرد و پیر و جوان و خرد و کلان برای ایستادن در چهارراه ولیعصر و برافراشته نگهداشتن پرچم کشور سر و دست می‌شکنند و برایش صف می‌بندند؛ حرکتی نمادین برای ابراز ارادت به میهن و ادای احترام به پرچم. پرچمداری در ساعات روز نیم ساعت به نیم ساعت است و در ساعات شبانه یک ساعته و جوری برنامه‌ریزی شده که ۲۴ ساعت شبانه‌روز یک نفر پرچم ایران را افراشته نگه دارد و از ۹ فروردین ماه تاکنون پرچم ایران در این نقطه از پایتخت هرگز زمین نمانده‌است. 

 آغاز یک حرکت نمادین 
حسین اورنگ یکی از پشتیبان‌های طرح برافراشته نگهداشتن پرچم است. او با اشاره به اینکه پرچمداری در ایران و در فرهنگ شیعه امری مرسوم بوده‌است، هدف از این طرح را اجرای یک فرم و تئاتر ۲۴ ساعته در مجاورت تئاتر‌شهر می‌داند که از ۹ فروردین ماه به صورت نمادین در این محل اجرا می‌شود. به گفته اورنگ رفته رفته متقاضیان برافراشته نگهداشتن پرچم آنقدر زیاد می‌شوند که یکی از پرچمدار‌ها رباتی را داخل بله طراحی می‌کند تا بتواند استقبال مردم را از پرچمداری ساماندهی کند. 
آنطور که آقای اورنگ می‌گوید طرح پرچم میهمان‌هایی از خارج از کشور هم داشته‌است؛ مثلاً یک شهروند امریکایی که پای پرچم آمده و گفته این طرح شما با وجود تلاش‌ها برای بایکوت رسانه‌ای خیلی سر و صدا کرده‌است. یا شهروندان ایران مقیم سایر کشور‌ها که به خاطر جنگ به ایران برگشته‌اند و برای ساعتی برافراشته نگهداشتن پرچم داوطلب شده‌اند و به اینجا آمده‌اند و با افتخار پرچم ایران را در دست گرفته‌اند. به باور او پیامی که این پرچم همیشه داشته و حالا هم برای این طرح از آن ایده گرفته شده این است که «این پرچم هرگز زمین نمی‌ماند.»
این جوان که خودش هم پرچمداری را تجربه کرده تأکید می‌کند: «این حرکت در واقع حرکتی نمادین است و وقتی ما ۲۴ ساعت شبانه‌روز، پرچم کشورمان را زمین نمی‌گذاریم به طریق اولی وطنمان را هم رها نمی‌کنیم.»

 من زینب؛ ۱۵ سال دارم!
از چهره‌اش می‌خورد دهه هشتادی باشد. دختر جوانی که با غروری خاص پرچم ایران را در دست گرفته و در جایگاه ایستاده‌است. چهره مصممش را که می‌بینی یقین می‌کنی نه فقط پرچم که اگر لازم باشد اسلحه در دست می‌گیرد و جانش را هم برای وطن می‌دهد. زینب صالحی ۱۵ ساله است و به همراه خانواده برای نگهداشتن پرچم ایران آمده‌اند. مادر، پدر و خواهر بزرگ‌ترش در نوبت منتظرند تا پرچمداری نرگس خانم تمام شود و به نوبت برای ادای دین به میهن، پرچمداری کنند. وقتی از او می‌پرسم چرا آمده‌ای می‌گوید: «من هم می‌خواهم برای کشورم سهمی داشته‌باشم، حالا چه با حضور در خیابان‌ها باشد و چه با برافراشته نگهداشتن پرچم ایران.»
از او می‌پرسم به عنوان یک نوجوان نسل زد فکر می‌کنی چقدر حضورت می‌تواند برای کشور مؤثر باشد و در اعتلای ایران چه نقشی برای خودت می‌بینی» می‌گوید: «این حضور نمادین ما می‌تواند این پیام را به دشمن بدهد که وقتی اینها از حالا در نظام هستند و به کشور و میهن‌شان وفاردارند، قطعاً برای آینده کلی برنامه دارند تا بخواهند کشور را به پیشرفت برسانند. کسانی که از ساعت ۸ تا ۱۲ شب در خیابان‌ها هستند در شرایطی که شاید خسته باشند، شاید از مدرسه آمده‌باشند، اما هر شب پای کار میهن می‌آیند و قرار است همه کار‌ها به دست این جوانان باشد.»
از نگاه او حضور جوانان در تجمعات حتی از حضور بزرگ‌تر‌ها تأثیر‌گذارتر است. این نوجوان نسل زدی تأکید می‌کند: «اینکه گفته می‌شد در اغتشاشات نوجوانان و جوانان نقش‌آفرین بودند، اما ما با حضور خودمان نشان دادیم پای ایران و نظام ایستاده‌ایم.»
این دختر نوجوان در خصوص حضور دختران و زنان با نگاه‌ها و ظاهر‌های متفاوت هم می‌گوید: «من نمی‌خواهم ارزش حجاب را نادیده بگیرم، اما وقتی ما یک فرد متفاوت را در تجمعات می‌بینیم، نباید، چون شبیه ما نیست به او تذکر بدهیم و او را از این جمع‌ها دور کنیم. همین حضور در تجمعات می‌تواند روی رفتار و ظاهر اینگونه افراد هم تأثیر بگذارد به شرط آنکه ما رفتار درستی داشته‌باشیم و اگر قرار است امر به معروف و نهی از منکر کنیم، درست رفتار کنیم.»
زینب خانم تأکید می‌کند: «حتی یک گل هم برای شکفته‌شدن باید سختی بکشد من هم در آینده قرار است یک فرد تأثیرگذار شوم و تمرین آن از الان است. همین حضور در تجمعات شاید سخت باشد، اما این سختی کشیدن‌ها می‌تواند روح آدم را بزرگ کند، اگر این تمرین را الان انجام ندهم در آینده باید یک بخش از عمرم را برای رسیدن به این تعالی برود و من نتوانم به موقع به هدف اصلی‌ام از خلقت برسم.»
از این همه درک و شعور یک دختر نوجوان دهه هشتادی لذت می‌برم و چشمم به مادر و پدر و خواهرش می‌افتد که همگی دسته جمعی و خانوادگی آمده‌اند تا دین‌شان را به پرچم ادا کنند. 
خانم صدیقه فراهانی مادر زینب خانم هم با تأکید بر اینکه وقتی این کار را دیدم، مجذوب آن شدم، می‌گوید: «وقتی بچه‌ها گفتند می‌خواهند برای پرچمداری ثبت‌نام کنند من هم استقبال کردم و خواستم در این طرح شرکت کنم.»
این مادر دهه شصتی درباره تأثیر تربیت درست روی شخصیت فرزندانش، معتقد است: «خدا کمک کرده و وقتی ما خودمان چارچوب‌ها را رعایت می‌کنیم، بچه‌ها هم یاد می‌گیرند و نیازی نیست به آنها دیکته کنیم.»
از نگاه این خانم، تجمعات هر روز گسترده‌تر می‌شود و موجب شده بسیاری از اقشار خاکستری هم جذب شوند و همین تجمعات روحیه جمعی مردم را بالا برده ضمن اینکه خدا با جماعت است و همین وحدت ما می‌تواند با نظر لطف خداوند همراه باشد. 

 پرچمی که چند هزار سال است زمین نیفتاده 
 بیش از ۶ هزار سال است؛ درست از زمانی که نام ایران زمین بر تارک تاریخ درخشیدن گرفت تا به امروز هرگز پرچم ایران زمین نیفتاده است! این است تفاوت میان تمدنی چند هزار ساله و تمدنی چند ده ساله؛ تمدنی که تاریخ گواه ریشه‌های عمیق آن است به همت همین زنان و مردانی که امروز برای برپا نگهداشتن پرچم ایران صف بسته‌اند و حاضرند مدت‌ها منتظر بمانند تا برای دقایقی هم که شده سهم خود را در برافراشته نگهداشتن نام ایران بر تارک تاریخ جهان ادا کنند.

برچسب ها: انسجام ملی ، مردم ، روایت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار